اگه وبی وبلاگی چیزی دارید من آماده ی هرگونه تبادل لینک باشما هستم......

اگه وبم ندارین بازم خوش اومدین.......
وبمو نگاه کنین و حنما نظر بدین......
باتشکر
مدیریت وبلاگ تفریحی
بیاید تو دم در بده!!!!!!!!!
دوستان نیازمند یاری سبزتان هستم
فصل امتحانات داره شروع می شه و من و بدبختی هام هم همینطور.!!!!!!!!.....
برام دعا کنید امتحانامو عالی بدم..........
او در این ظلمت وتاریکی در این سرما و ناخوشی در خیابانهای شهر که همواره گرگانی در کمین اند آن هم با این سن و سال کم چه کار می کرد؟
ادامه مطلب...
آن موقع ها باورم نمی شد . یعنی هیچ کس باورش نمی شد.
که تیتر روزنامه ها شده:
پسری برادر خود را به
خاطر ارث به قتل رساند.
یا دختری یکی از دوستانش را به خاطر گوشواره های مرواریدیش به قتل رساند.
یا اصلا یک انسان هموطنش را به خاطر پول کشت.
باورش واقعا سخت بود....آن روزها......
می گفتند آخرالزمان شده .....کسی نمی دانست که تا چند سال دیگر همین خبر ها که حالا انگار افسانه
بود می شوند عادت....
دروغ که نمی گویم....همین الان اگر بگوییم که یک نفر به خاطر دزدی یک بدبخت بیجاره دیگر را کشت چشم
هایمان که مثل آن موقع ها از حدقه بیرون نمی آید!!!!!!!
الان اینقدر این مسئله عادی شده که حتی جزو تیتر روزنامه ها هم نمی شود.....
(جزو خبر های کنار صفحه ی روزنامه!!!!!!!!!) به جان خودم!!!!!!!همین چند روز پیش توی یه روزنامه دیدم....
واقعا این معنی ندارد که کسی به خاطر پول که مثل سرعت باد تمام می شود جان انسانی را که شاید
آرزوهایش از تمام پول های دنیا بیشتر باشد را بگیرد........
مگر می شود از انسان این چیز ها بربیاد؟؟؟؟؟
همان انسانی که وقتی خدا آن را آفرید به خود آفرین گفت.......
الان اما همه باورشان می شود....چون شده یه عادت هفتگی یا شاید هم روزانه
اما من هنوز هم باورم نمی شود ........به یاد آن روزها
چون ما انسانیم...... و انسان یعنی کسی که قلب دارد........
و آن روزها کی می تواند باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چطورین خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب بریم سر اصل مطلب!!!!!!!!!
امروز آپ کردم که بگم نیازمند یاری سبزتانم!!!!!!!!!!!
امتحانا داره شروع میشه و دیگه ادامه نمی دم چون خودتون بقیه اشو می دونین!!!!!!!!!!
دیگه دیگه برام دعا کنین!!!!!!!!!!!!
راستی امتحانا تموم شد نمی خواد دیگه دعا کنید!!!!!!!
خوب
حالا می ریم سراغ آپ امروز!!!!!!!!!!!
زیبایی لبخند به آن است که از ته دل باشد.....
لحظه ها می گذرد .....
روز ها ، ماه ها، سالها
بدون آنکه به آن فکر کنیم زندگی همان لحظه هایی بود که زود سپری شدنشان را آرزو می کردیم...
وچقدر دیر می فهمیم این را
کاش می شد زمان را نگه داشت...کاش....
دیروز چشمانم را باز کردم ودر گوشم اذان خواندند.....
فردا چشمانم را می بندم و برایم نماز می خوانند........
چقدر زندگی کوتاهست.....فاصله ی بین اذان تا نماز.......
کوتاهست پس جمع کردن مال و ثروت اضافه،چرا؟؟؟؟
به چه دردی می خورند؟؟؟؟
کمی برایت احترام قائلند؟؟؟؟
کمی جلویت خم و راست می شوند؟؟؟؟؟؟؟؟
کمی تورا با اسمهایی ظاهری که از ته قلبشان نیست صدا می زنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همه ی این کارها را اطرافیانت می کنند که فقط یه خاطر پولت است.....
با شرافت زندگی کنیم که همه ی این کارها برایمان انجام شود اما به خاطر خودمان
کاش می شد آرزو ها را دید ،شناخت و یافت.......کاش
کاش می شد دانست که مشکلات فقط هدیه اند........
ومثل اصطکاکند که می دانیم بودن وجود اصطکاک حرکتی اتفاق نمی افتد.......

زندگی کن اما مثل باران نباش که با منت خودتو به شیشه ها بکوبی....
ابر باش تا همه منتظرت باشن.....

در آخرهم:هیچی!!!!!!!!!!!!!!!!!!
امروز جوگیر شدم می خوام یه شعرو که خیییییییییییلی بهش علاقه دارمو بذارم....
مال سهراب سپهریه
پشت دریاها
قايقي خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از اين خاك غريبكه در آن هيچكسي نيست كه در بيشه عشق
قهرمانان را بيدار كند.قايق از تور تهي
و دل از آرزوي مرواريد،
همچنان خواهم راند.
نه به آبيها دل خواهم بست
نه به دريا-پرياني كه سر از خاك به در ميآرند
و در آن تابش تنهايي ماهيگيران
ميفشانند فسون از سر گيسوهاشان.همچنان خواهم راند.
همچنان خواهم خواند:
"دور بايد شد، دور."مرد آن شهر اساطير نداشت.
زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود.
هيچ آيينه تالاري، سرخوشيها را تكرار نكرد.
چاله آبي حتي، مشعلي را ننمود.
دور بايد شد، دور.شب سرودش را خواند،
نوبت پنجرههاست."همچنان خواهم خواند.
همچنان خواهم راند.
پشت درياها شهري است
كه در آن پنجرهها رو به تجلي باز است.
بامها جاي كبوترهايي است كه به فواره هوش بشري مينگرند.دست هر كودك ده ساله شهر، خانه معرفتي است.
مردم شهر به يك چينه چنان مينگرندكه به يك شعله، به يك خواب لطيف.
خاك، موسيقي احساس تو را ميشنود
و صداي پر مرغان اساطير ميآيد در باد.پشت درياها شهري است
كه در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحرخيزان است.شاعران وارث آب و خرد و روشنياند.
پشت درياها شهري است!
قايقي بايد ساخت.
قايقي بايد ساخت

چطورین؟؟؟؟![]()
امروز کاری نداشتم اومدم یه آپ بذارمممممممم
خواهش می کنم این متنو بخونین....
آدما خیلی بی وفان
بعضی وقتا که بهت نیاز دارن از هر ترفندی می خوان بهت نزدیک بشن....
ولی وقتی تو بهشون نیاز داری .....می رن و تنهات می ذارن.......
انگار نه انگار که همین دیروز بود که باهات بودند.....
همه اینطورین
من....تو....همه..........
اصا این روال زندگیه ...........
باید باهاش ساخت.....
وقتی بالایی تحسینت می کنن.... بهت هرچیزی که دوس داری بهت بگن می گن.....
ولی وقتی می یای پایین......
هرچیزی که تو دهنشون باشه و از اون قلب ساخته شده از سنگشون برمیاد بهت می گن....
هرچیزی که اون ابلیس درونشون بخواد بهت می گن......
هر چیزی که تو اصا نتونی فکرشو بکنی......
این وسط باید یه چیزی باشه......
یه چیزی که آرومت کنه....
فک می کنی چی می تونه باشه؟؟؟؟؟؟
عشق؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه من که فکر نمی کنم......
یه چیز به ذهنم رسید......
کی همون قلبتو که دوس داری آروم بشه رو ساخته؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آره حتما دستور آروم شدنشو هم ساخته......
آره......فقط کافیه که ازش بخوای......
او همیشه شنواست....
از خدای بزرگ بخواه تا آروم شی......
خوشحال می شم اگه یه یادگاری بذارین
نویسنده:خودم
با تشکر مدیریت وبلاگ شاعربدبخت![]()





سلام خدمت همه ی شما دوستان عزیز
امروز که دارم این پستو می نویسم شهادت ششمین اختر تابناک ولایت وامامت هست....
امروز روزیه که منصور، اون خلیفه ی وقت عباسیان به عوامل بی رحم خود دستور قتل آن امام شیعیان را داد...
امروز روزیه که امام مظلوممون به شهادت رسید....
امروز روزیه که آن حضرت که هزاران نفر از او درس می گرفتندو صدها شاگرد به مجالس درسش شرفیاب می
شدند،شهید شد.....
او رفت و حالا ماییم که باید او را الگوی خود قرار دهیم.....
شهادت امام صادق (ع) را به همه ی شیعیان تسلیت می گم.....
من رو با نظراتتون خوشحال کنید.....
سلام خدمت همه ی دوستان!!!!!!!!!!!
چطورین خوبین؟؟؟؟؟؟؟
امروز آپیدم با چند تا از آثار زیبای تامی اینگبرگ
کاراش نقاشی نیستا عکسای جالبه !!!!!!!!
حتما ببینین مطمئنم پشیمون نمی شید !!!!!!!!!!!
نظرم بدید !!!!!!!!!!!
ادامه مطلبم حتما برید!!!!!!!!سه تا دیگه اش اونجاست!!!!!!!!
ولی اول یه چند خط درباره اش توضیح دادم که بخونید بد نیست !!!!!کمه زیاد نیست!!!!!!!
آدمهای سرگردان ، آدمهای درگیر افکاری پریشان آدمهای تنها ، این خاصیت آدمهای کارهای تامی اینگبرگ است.
برای فهم آثار این هنرمند جوان تنها کافیست مخاطب با دنیای امروز آشنا باشد شاید همین
نکته ساده در آثار اوست که باعث شده بسیار مورد توجه قرار گیرد مخاطب آثار تامی براحتی با
شخصیت اصلی داستانهای بصری او همزاد پنداری می کند و مستقیما خودش را در تصاویر ساخته ذهن این هنرمند قرار می دهد.
کارهای تامی همه عکس هستند اما عکسهایی که کلاژ شده اند . تسلط خوب این هنرمند به تکنیکهای عکاسی دیجیتال باعث قدرت چند برابر آثار او شده آثاری که در نگاه اول بسیار زیبا اما در نگاهی عمیق تر بسیار پر مفهوم و گیرا هستند.
واین هم عکسا :










برا دیدن بقیه عکسا به ادامه مطلب برید !!!!!!!!!!!!
جالبن!!!!!!!!!
بعدش هم نظر رو رد کن بیاد !!!!!!!!!!!!!!!!!!
ادامه مطلب...

سلام خدمت همه ...................
به نظر شما آخه چی می شد همه از زندگی خوشحال باشند..............
هیچ کسی گله نداشته باشه.................
دنیا همیشه لبخند رو لباش بود...............
من می گم چی می شد ............
بدبختی نبود.............

بیچارگی نبود.................
اما آدم خوشبختم نبود............
می دونی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چون اگه بدی وجود نداشته باشه خوبی هم وجود نداره ...............
همونطور که اگه تاریکی وجود نداشت وجود نور محض رو درک نمی کردیم ..................
پس خدایا ممنونم که در جاده ی زندگی دست انداز هایی رو گذاشتی.........

امام علی (ع) :
مراقب افکارت باش که گفتارت می شود،
مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود،
مراقب رفتارت باش که عادتت می شود،
مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود،
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود...
هیچ چیزی در این دنیا خراب نیست حتی یه ساعت خراب هم روزی دو بار زمان را درست نشان می دهد..............














